هری پاتر و نویسنده این اثر

هَری پاتِر | Harry Potter اسم یک مجموعه از رمان‌های ژانر خیال‌پردازی است که توسط نویسندهٔ انگلیسی تبار؛ خانم «جی.کی. رولینگ» نوشته شده است.

این کتاب‌ها که در ادامه می‌توانید آن‌ها را دریافت کنید، شرح ماجرای یک دانش آموز جادوگر به نام هری پاتر هستند که در مدرسه جادوگری، علم جادو می‌آموزد. ایده اصلی داستان حول محور تلاش‌های هری پاتر برای شکست دادن جادوگر سیاه، «لرد ولدمورت» است‌.

اولین رمان از این مجموعه بزرگ، در تاریخ ۳۰ ژوئن ۱۹۹۷ با اسم؛ «هری پاتر و سنگ جادو» چاپ شد، و به‌خاطر ایده خوب و ژانر پرطرفدارش به‌شدت محبوب شد.

تا سال ۲۰۱۱، مجموعه کتاب‌های هری پاتر تقریباً ۵۰۰ میلیون نسخه فروش داشتند و به ۶۷ زبان دنیا از جمله فارسی ترجمه شدندمدت‌ها بعد این مجموعه رمان به فیلم‌ها و انیمیشن‌ تبدیل شدند و فروش خوبی نیز داشتند.

 جی. کی. رولینگ | J. K. Rowling یا «جوآن».

نویسنده داستان‌های هری پاتر است که بیش‌تر شهرت و ثروتش را که در ادامه مرور می‌کنیم از انتشار همین مجموعه به‌دست آورده است.

در سال ۲۰۰۷ میلادی یک منبع رسمی، ثروت خانم رولینگ را حدود ۴۵۴ میلیون پوند (۱٫۰۷ میلیارد دلار) اعلام کرد و در بین پولدارترین زنان انگلیسی، جی.کی رولینگ را در ردیف ۱۳ جدول قرار داد. همچنین در همان سال به انتخاب نشریه تایم، به عنوان دومین شخص تاثیرگذار سال انتخاب شد. مجله فوربز نیز رولینگ را در رده ۴۸ میان شخصیت‌های معروف در سال ۲۰۰۷ معرفی کرد.

او در حال حاضر فعالیت‌های انسان‌دوستانه و خیرخواهانه بسیاری را به عهده گرفته و پشتیبانی می‌کند.




  • ۱ کامنت‌ها
    • تیم نویسندگی
    • پنجشنبه ۱۷ آبان ۹۷

    ایده برای نوشتن هرچیزی

    ایده برای نوشتن

    ایده پردازی و خلاقیت، دو رکن اساسی و مُکَمِل هم برای تولید یک «ارائه» هستند، حال چه فیلم باشد یا کتاب. در ادامه تعدادی مفاهیم را با هم بررسی خواهیم کرد و سراغ چندین «ایده‌ی عالی برای نوشتن هرچیزی» می‌رویم.

    ایده چیست؟

    در پاسخ می‌توان گفت؛ یک فکرِ بِکر یا طرح و نقشه‌ای از هر چیزی که تا به حال عملی نشده یا قصد توسعه چیزی.
    برای مثال؛ فردی که در حال خیال پردازی بوده و ‌حال قصد دارد خیالات خود را در قالب یک رمان منتشر کند!! همین فکر نوشتن رمان با چنین موضوعی، ایده نام دارد. یا مثلا فردی می خواهد کتابش را حرفه ای تر بنویسد و در چاپ دوم منتشر کند... مجموعه رمان‌های هری‌پاتر، مثال خوبی برای ذکر کردن هستند.


    خلاقیت چیست؟
    تعاریف زیادی راجع به خلاقیت آمده است، اما تعریف ما از آن عبارت است از؛ تولید یک «ارائه» با شناسایی و  استفاده بجا از اشیا، اطلاعات، و موارد موجود در دنیا. گاهی خلاقیت را در زیبا‌سازی سایت می‌بینیم و گاهی هم در تبلیغات. اما به طور کلی خلاقیت مربوط به اختراع، خَلق و توسعه دادن است.
    بگذارید با یک ‌تعریف ساده، نتیجه خود را بگیریم؛ ایده، نقشه کاری است و خلاقیت عمل کردن به آن نقشه است.

    از این‌ها که بگذریم، سوالی پیش می‌آید؛ چگونه ایده خوبی بدهم؟؟
    بیایید با نظریه پردازی این تیتر را ادامه دهیم.
    آن‌طور که به نظر می‌رسد انسان از راه‌های متعددی به یک ایده می‌رسد، گاهی زیر دوش حمام با خیال پردازی، گاهی با حس کردن نیاز به چیزی و گاهی هم با تحت تاثیر قرار گرفتن و...
    باز هم می‌گویم روش های زیادی برای ایده دادن وجود دارد که در آینده با مقاله‌ای مجزا این موضوع را مورد بررسی قرار خواهیم داد، اما روشی که این‌جا روی آن کنکاش داریم، «تحت تاثیر قرار گرفتن» می‌باشد.
    دلیل استفاده از این روش این است که؛ بازدهی سریعی دارد و مستقیم ما را به اصل ایده برای داستان، فیلم، انیمیشن و... می‌رساند.
    بسیار خوب، در زیر تعدادی فایل وجود دارند که با دقت جمع‌آوری و گزینش شدند، این صدا‌ها و تصاویر تاثیر بالاتری نسبت به تصاویر یا فیلم مشابه برای تاحت تاثیر قرار دادن دارند.


    شرح راه حل؛
    بهترین روش برای رسیدن به ایده کافیست کمی عمیق به تصاویر نگاه کرده یا به صداها گوش فرا دهید و سپس کمی خیال پردازی کنید تا به نتیجه برسید. ولیکن ما زیر هر تصویر، راهنمایی‌هایی انجام داده‌ایم تا راه کمی آسان‌تر شود.

    عکس‌های این صفحه؛ فتومونتاژهایی هستند که از تصاویر موجود تهیه و سپس ویرایش شده‌اند.


    تصاویر


    تابو

    دختری که از ماسک زدن و جور دیگر نشان دادن خود به دیگران خسته می‌شود!!! شرح ماجرایش با شما!

    دختر بد

    دختری که ماسک میزند تا خود واقعی‌اش را نشان ندهد، ادامه داستان چگونه است؟؟

     زیر آب

    مردی خشن که جرم و جنایت های زیادی انجام داده، او حتی موقع مرگ هم تسلیم نمی‌شود! جنایت هایش را در قالب یک رمان بنویسید...

    عشق خیالی

    عشق خیالی دختری با مرد آرزوهایش که با هیچ مردی تا آخر عمرش ازدواج نمی‌کند! کمی پروبال‌اش دهید.

    آدم فضایی

    حمله فرازمینی‌ها به زمین و تسخیر آن، ایده جالبیست نه؟

    دختر بچه سیگاری

    دختربچه‌ای که بعد از به قتل رسیدن پدرش تبدیل به یک قاتل حرفه‌ای می‌شود!!!

    سیاره بنفش

    فضانوردی که بعد از عبور از سیاه چاله به کهکشانی خاص بر می‌خورد...

     


    ایده‌های بیشتری لازم دارید؟ پکیج زیر را امتحان کنید:

     

    صداها
    قبل از رفتن به سراغ این‌ها اجازه دهید کمی توضیح راجع‌ به نحوه استفاده از صدا‌ها را به شما بدهم؛ معمولا بیرون کشیدن ایده از صدا، کار دشواری‌ست، اما خیال پردازی با آن‌ها بسیار لذت بخش و راحت است. می‌توانید با استفاده از این صوت‌ها به ایده‌های‌تان پروبال بدهید.


     
     
     

     


     


    برای این‌که بتوانید در عملی کردن ایده‌های‌تان در زمینه‌ی داستان نویسی خوب و قوی عمل کنید، برای شما آموزشی جهت یادگیری نویسندگی در سایت قرار داده‌ایم، برای مشاهده روی لینک «دوره‌ی آموزش نویسندگی رایگان» کلیک کنید.

     


    همچنین ببینید:

    ایده برای دفتر خاطرات

     

  • ۱۲ کامنت‌ها
    • تیم نویسندگی
    • جمعه ۱۱ آبان ۹۷

    فیلمنامه چیست + معرفی دوره

     


    برای شناخت فیلمسازی یا فعالیت در آن؛ چه مستند و چه فیلم‌های سینمایی یا تبلیغات، بررسی سابقه یا شناسنامه آن‌ها کافی نیست، بلکه برای آشنایی کامل آن، می‌بایست با اجزای فیلم نیز آشنا شد تا وقتی در جایی خواندید یا شنیده شد که مثلا فیلمی «فیلمنامه» ‌ای قوی دارد یا «کارگردانی»‌ فیلم خوب است، با این واژه‌ها نیز آشنا باشیم به‌ویژه امروزه که صنعت فیلم، حضوری پررنگ در زندگی انسان‌ها پیدا کرده است.

    در این مقاله قصد داریم مفید و مختصر این موارد را شرح دهیم.

    همچنین بخوانید: ایده برای ساخت فیلم کوتاه

    برای ساخت فیلم به یک نقشه نیاز است: مهم‌ترین و اولین قدم در راه ساخت فیلم، وجود ایده و داستانی است که فیلم در مورد آن ساخته می‌شود این همان نقشه است که این داستان یا نقشه را در فیلمسازی به شکل فیلمنامه می‌نویسند.

    بعد از خواندن این مطلب، از مقاله زیر هم دیدن کنید:

    به فیلمنامه «سناریو»‌ هم می‌گویند که این واژه از زبان ایتالیایی گرفته شده است.

    فیلمنامه را لازم است فیلمنامه نویس و یا شخص دیگری مثل کارگردان بنویسد که بعدها کارگردان از روی آن فیلم را بسازد. در کتاب‌هایی که به مسائل تئوری سینما پرداخته‌اند، برای فیلمنامه تعریف‌های زیادی می‌بینیم. مثلا یکی از این کتاب‌ها فیلمنامه را «طرح داستان»‌ فیلم می‌داند که صحنه به صحنه و فصل به فصل به دنبال هم آمده و نمودار وقایع و شخصیت‌های ماجراست. یا در کتابی دیگر می‌خوانیم که فیلمنامه: نقشه فیلم است که فیلمساز یا شخص دیگری تنظیم کرده است و برای ساخت به کارگردان تحویل می‌شود؛ اما از همه این تعریف‌ها کامل‌تر، تعریفی است که در مطلب فوق برای‌تان آوردیم.

    ما فیلمنامه را راهنما یا طراحی کامل و ساختاریافته برای فیلم می‌دانیم که در بردارنده مجموعه‌ای از دستورالعمل‌ها و صحنه‌های مرتبط به علوم؛ نویسندگی، ضبط، تدوین و گرافیک است که همراه با توضیحات و گفتگو «دیالوگ و مونولوگ»‌ بیان می‌شوند همچنین تصویرهایی که روی کاغذ سر هم شده‌اند «اسکیس» با مجموعه‌ای از ایده‌ها.

    در حقیقت می‌توان گفت: فیلمنامه، داستانی است که به وسیله یک نویسنده حرفه‌ای بیان می‌شود.  نویسنده لازم است در حوزه‌های تدوین، ضبط «فیلم و صوت»، گرافیک و از همه مهمتر نویسندگی سر رشته کاملی داشته باشد تا بتواند فیلمنامه خوبی تهیه کند. در غیر این صورت؛ آن فیلمنامه را نمی‌توان فیلمنامه نام نهاد! پیشنهاد می‌کنیم برای درک بهتر این فرایند از مطلبی که در بالا معرفی کردیم دیدن فرمایید.


  • ۰ کامنت‌ها
    • تیم نویسندگی
    • پنجشنبه ۱۰ آبان ۹۷

    طنز چیست؟

    طنز چیست!!؟

    تعریف طنز را از دیدگاه مرحوم عمران صلاحی در زیر می آوریم

    هر اصطلاحی را با ضد آن بهتر می‌توان شناخت و تعریف کرد. در ادب کهن، برای مضاحک دو اصطلاح بوده است: هجو و هزل. هجو، ضد مدح است و هزل ضد جد. به عبارت دیگر، هدف هجو انتقاد است و هدف هزل، شوخی. با این توضیح که آن انتقاد و این شوخی بیشتر جنبه‌ی شخصی و خصوصی داشته است.
    وقتی هجو از حالت شخصی در می‌آید و جنبه عام به خود می‌گیرد، تبدیل به طنز می‌شود. وقتی هم هزل از دایره محدود و خصوصی‌اش در می‌آید، تبدیل به فکاهه می‌شود. در ادب کهن به هزل معتدل، «مطایبه» می‌گفتند که خیلی نزدیک به فکاهه امروز است.
    برای این که خواننده گیج نشود، خیلی خلاصه عرض می‌کنم که طنز، شکل تکامل یافته هجو است و فکاهه شکل تکامل یافته هزل. آنچه این دو را به هم پیوند می‌دهد، عنصر خنده است. با این تفاوت که خنده طنز به خاطر انتقاد است و خنده فکاهه به خاطر شوخی.
    در همین جا یادآوری کنم هر چیزی که بتواند انسان را بخنداند، ارزشمند است. خنده، جسم و روان انسان را تقویت می‌کند و او را در برابر مشکلات مقاوم می‌سازد. همین جاست که آثار فکاهی هم ارزش پیدا می‌کند. بعضی‌ها فکاهه را در برابر طنز دست کم می‌گیرند. اما من یک فکاهه خوب را به یک طنز بد ترجیح می‌دهم اگر طنز بیشتر جنبه سیاسی و اجتماعی به خود می‌گیرد، فکاهه هم می‌تواند بعد فلسفی پیدا کند. طنز و فکاهه دوش به دوش هم حرکت می‌کنند و مضاحک را می‌سازند. خنده طنز، نیشخند است و خنده فکاهه نوشخند. جامعه بشری، هم به نیش احتیاج دارد و هم به نوش.
    آنچه به یک اثر، ارزش هنری می‌بخشد، نحوه اجرای آن است. بیش‌تر مضامین اشعار حافظ را قبل از او شاعران دیگر گفته‌اند، پس چرا مال حافظ مانده است و مال آنها نمانده. من فکر می‌کنم به دلیل اجرای بهتر حافظ است. حالا بیشتر به چگونه گفتن اهمیت می‌دهند تا چه گفتن. اگر چه جامعه سیاست زده، طنز را بالاتر از فکاهه می‌داند، من فکاهه‌ای را که خوب اجرا شده به طنزی که بد اجرا شده ترجیح می‌دهم.
    نمونه فکاهه:
    شخصی دعوی خدایی می‌کرد. او را پیش خلیفه بردند. او را گفت: « پارسال اینجا یکی دعوی پیغمبری می‌کرد، او را بکشتند.»
    گفت: «نیک کرده اند که او را من نفرستاده بودم !»
    عبید، رساله‌ی دلگشا
    نمونه طنز:
    شخصی از مولانا عضدالدین پرسید که: « چون است که در زمان خلفا مردم دعوی خدایی و پیغمبری بسیار می‌کردند و اکنون نمی‌کنند؟»
    گفت: « مردم این روزگار را چندان ظلم و گرسنگی افتاده است که نه از خدایشان به یاد می‌آید و نه از پیغامبر!»
    عبید (همان رساله)
    طنز و فکاهه قالب‌هایی دارد و شیوه‌ها و شگردهایی. طنز و فکاهه در هر قالبی می‌گنجد: مقاله(مثل چرند و پرند دهخدا و آسمون و ریسمون پزشکزاد)، داستان(مثل شنل گوگول یا میهن‌پرست هدایت)، رمان( مثل دایی جان ناپلئون پزشکزاد و هاکلبری فین مارک تواین)، نمایشنامه(مثل بازرس گوگول یا خسیس مولیر)، لطیفه(مثل رساله دلگشای عبید) و حتی قصیده(مثل موش و گربه). خلاصه طنز و فکاهه در هر قالبی که فکر کنید می‌گنجد. از خاطره بگیرید تا سفرنامه.
    اما شیوه‌ها و شگردها:
    طنزنویس گاهی خودش را به کوچه علی‌چپ می‌زند،
    گاهی به در می‌گوید تا دیوار بشنود،
    گاهی می‌رود به گذشته. گاهی می‌رود به آینده،
    گاهی تعریف می کند؛ تعریفی که از صدتا انتقاد بدتر است. به قول قدیمی‌ها «ذم شبیه مدح». گاهی اوقات هم از یک نفر آن قدر تعریف می‌کنند که خود به خود تبدیل به طنز می‌شود. به این می‌گویند طنز غیر عمد. مثل قتل غیر عمد!
    یکی از شیوه‌های بسیار رایج، نقیضه‌سازی است(به قول اخوان ثالث). یعنی تقلید تمسخرآمیز از سبک جدی یک اثر دیگر. فرنگی‌ها به آن پارودی(Parody ) می‌گویند. مثل تقلیدی که مثلا مذهب اصفهانی در«تذکره یخچالیه» از «تذکره آتشکده» آذر کرده است. مذهب با یخچالیه خود، آتشکده آذر را نقض کرده است. او همان شیوه و شگرد آذر را به کار گرفته‌است. با این تفاوت که آذر در تذکره خود به شاعران واقعی پرداخته‌است و مذهب در تذکره خود به شاعران بند تنبانی.
    یکی دیگر از شیوه‌ها وارونه‌گویی است. مثل مقاله «پیشنهاد موقرانه» از جاناتان سویفت. سویفت در این مقاله برای جلوگیری از ازدیاد نفوس پیشنهاد می‌کند «بچه‌های فقرا را بپزند و روی میز اغنیا بگذارند.» فرنگی‌ها به این شیوه آیرونی(Irony) می‌گویند. دهخدا هم در بعضی از مقالات چرند و پرند این شیوه‌ها را به کار برده است.
    شیوه‌ها و شگردها زیاد است. فعلا به همین‌ها اکتفا می‌کنیم.
    طنزنویس سعی می‌کند مستقیم توی دل ماجرا نرود و از این شیوه‌ها استفاده می‌کند که حرفش را غیرمستقیم و چند پهلو بزند. او با طعنه و کنایه و ایما و اشاره پیش می‌رود تا با کسی تصادف نکند. با این حال گاهی دچار عوارض جانبی می‌شود.
    بیشتر مواقع طنز و طنزآوران را دست کم گرفته‌اند. در دیوان‌های شعر اغلب قصاید و غزلیات صدرنشین بوده‌اند و هجویات و هزلیات ته‌نشین. گاهی هم تهش افتاده است. مثل خبثیات سعدی که از ته خیلی از کلیات‌ها(مثل عملیات‌ها) افتاده است.
    دیگر به این نمی‌شود گفت «کلیات»، چون کلیه‌هایش را در آورده‌آند. به نظر من خبثیات سعدی از نظر سبک‌شناسی، الگوی عبید زاکانی بوده است. سعدی با خبثیاتش راهگشای عبید بوده است.
    درمطبوعات هم طنز و شوخی را می‌بردند به آخر نشریه. خوشبختانه در سال‌های اخیر به ارزش طنز و کاریکاتور بیشتر پی برده‌اند و هر نشریه‌ای سعی دارد جایی را به این دو مقوله اختصاص دهد و بهترین صفحات را در اختیار طنزنویس و کاریکاتوریست قرار دهد.
    دست کم گرفتن طنزنویس در جاهای دیگر هم صدق می‌کند. معمولا کسانی که درباره رمان‌نویسی کتاب می‌نویسند، رمان «دایی جان ناپلئون» را از قلم می‌اندازند و یادشان می‌رود که طنزنویسان چه نقشی در رمان‌نویسی داشته‌اند. اگر گوگول نبود، داستایوسکی پیدا نمی‌شد. اگر مارک تواین نبود همینگوی پیدا نمی‌شد.
    اگر لارنس استرن نبود، جیمز جویس پیدا نمی‌شد. مگر پدر رمان‌نویسان جهان سروانتس طنزپرداز نیست؟ چرا جای دوری برویم اگر دهخدا نبود، جمال‌زاده و هدایت هم پیدا نمی‌شدند. پس به قول عبید: هزالان را خوار مدارید و در آنها به چشم حقارت منگرید، یا به قول سنایی: هزل من هزل نیست تعلیم است. یا به قول مولانا: هزل تعلیم است آن را جد شنو/ تو مشو برظاهر هزلش گرو. و به راستی که چنین است. حتی در لطیفه ساده‌ای که چیزی در آن نیست، حکمی نهفته است.
    یاد لطیفه‌ای در مثنوی مولانا افتادم. نی زنی در حال نواختن نی، خیلی به خودش فشار آورده، بر اثر این فشار، صدای وارونه ای شنیده می‌شود که به قول پزشکزاد منشا انسانی دارد. نی زن، نی خود را به محل تولید صدا تقدیم می‌کند و می‌گوید: «گر تو بهتر می‌زنی، بستان بزن» که این مصراع تبدیل به ضرب‌المثل شده است. ببینید چه حکمتی در آن نهفته است . خیلی‌ها این ضرب‌المثل را به کار می‌برند، بدون این که لطیفه‌اش را بدانند.
    شاعران بزرگ ما هیچ‌گاه از طنز و شوخ طبعی دور نبوده‌اند. از سنایی و عطار بگیر تا حافظ و مولانا و نظامی و سعدی جامی و خیام. حتی فردوسی بزرگ: به دشت آهوی ناگرفته مبخش!
    بعضی از کشورها شهری را مرکز طنز و فکاهه خود قرار داده اند. مثلا خانه طنز و فکاهه بلغارستان در شهر گابرود Gabrovo است. هر سال یک هفته در آنجا جشنواره طنز و فکاهه برگزار می‌شود، درهر همه زمینه‌ها. از شعر و داستان و نمایش نامه بگیر تا عکاسی و مجسمه سازی و کاریکاتور.
    مرکز طنز و فکاهه ترکیه هم «آق شهر» است که ترک‌ها آنجا را زادگاه «ملانصرالدین» یا به قول خودشان نصرالدین خوجا می‌دانند و هر سال در آنجا مسابقات کاریکاتور برگزار می کنند.
    من پیشنهاد می‌کنم در ایران هم شهر قزوین چنین مرکزیتی پیدا کند؛ به چند دلیل:
    عبید زاکانی، درخشان‌ترین چهره طنز کهن فارسی از قزوین برخاسته است
    دهخدا آغازگر طنز امروز ایران از قزوین درآمده است.
    دخو که لطیفه‌هایش همپای لطیفه‌های ملانصرالدین است از اهالی قزوین است. و با احتیاط عرض کنم که قزوین یکی از لطیفه خیزترین مناطق ایران است.
    سید اشرف حسینی بزرگترین طنزسرای زمان مشروطه، اصلش از قزوین است، اگرچه به گیلانی معروف شده است.
    چند تن از طنز نویسان و طنزسرایان و محققان و مترجمان طنز و فکاهه اهل قزوین‌اند، مثل جواد مجابی، مهشید امیرشاهی، بهاالدین خرمشاهی، مهدی سحابی و محمود بیرسیاقی. این آخری همکار دهخدا بوده و خدماتش به فرهنگ و ادب و لغت فارسی کم‌نظیر است. بهترین تصحیح آثار دهخدا، مخصوصا چرند و پرند از اوست. استاد، پنجاه تا از لطیفه‌های عبید را هم منظوم کرده که چاپ شده است.
    من خیلی جسارت کردم. ممکن است بگویید: رو که نیست سنگ پای قزوین است. همین جا تجلیلی و تحلیلی بکنم از سنگ پا!
    سنگ پا می‌تواند تعریف و تعبیری هم از طنزپرداز باشد. موجودی به ظاهر ناهموار و خشن که باعث پاکی و پاکیزگی می‌شود. سنگ پا در حین پاکسازی پا هم قلقلک می‌دهد. کسی که پایش تمیز باشد، با خیال راحت می‌تواند در مجامع، جورابش را در بیاورد. پس نتیجه می‌گیریم که سنگ پا با تمام روسیاهی، باعث رو سفیدی مردم می‌شود.
    پیشنهاد می‌کنم اگر قرار است نشریه ای در آید، اسمش را بگذارند سنگ پا. واقعا رو که نیست...

  • ۱ کامنت‌ها
    • تیم نویسندگی
    • پنجشنبه ۱۰ آبان ۹۷

    چگونه خاطره بنویسیم


    خیلی‌ها شغل‌شان نویسندگی است. مثل داستان نویس‌ها، کارکنان روزنامه‌ها، مجلات و سناریو نویس‌ها... ما ادعای حرفه‌ای شدن داریم و می‌خواهیم برای خودمان عالی بنویسیم، همچنین تمام قواعد را حتی بهتر از نویسندگان رعایت کنیم؛ این یعنی خاطره نویسی خوب!

    جالب است بدانید یکی از بهترین نقاط برای شروعِ نویسندگی، خاطره‌نویسی است، همچنین نوشتن خاطره معمولاً عادت آدم‌های بزرگ و رهبران همه جوامع و مدیران موفق است.

    برای نوشتن خاطره لازم نیست عالی باشید تا شروع کنید، اما لازم است شروع کنید تا بتوانید عالی باشید. اینگونه می‌توانید جوری خاطره بنویسید که غیر از خودتان، دیگران هم لذت ببرند.

    همچنین بخوانید: ایده برای دیزاین دفتر خاطرات

    نوشتن خاطرات آدم را سر ذوق می‌آورد و استرس‌های آدم را کم می‌کند. آدم را برای تصمیمات بعدی، مصمم تر می‌کند و احتمال تکرار اشتباهات چیزی که خیلی‌ها دچارش هستند را کم می‌کند. علاوه بر این خاطره نوشتن دست شما را برای نوشتن راه می‌اندازد و ذهنتان را به حرکت وادار می‌کند که نهایتاً شخصیت شما را تغییر می‌دهد.


    برای خاطره نویسی از کجا شروع کنم؟

    اتفاقات دیروز را مرور کنید. به آن‌ها فکر کنید. از خوردن صبحانه گرفته تا زمانی که برای رفتن به محل کار، روی خط عابر پیاده، راننده‌ای حق شما و دیگران را زیر پدال گاز گذاشت! همه را در نظر بیاورید. 

    حتما دیروز، برای خودش نکته‌هایی داشته که باید دوباره به همه آن‌ها فکر کنید. یکی دونکته، چند اتفاق، حس، ادراک و خلاصه هرکدام‌شان را که دوست دارید انتخاب کنید و نهایتا با یکی از آن‌ها شروع به نوشتن کنید. حالا قلم و کاغذ را بردارید و در مورد آن اتفاق چیزی بنویسید. یک شروع جذاب می‌تواند کمک خوبی به پیش‌برد نوشتن کند! برای مثال اول از حال‌تان شروع کنید: «امروز خیلی عالی بودم و...» سپس ببینید امروز چه اتفاق احساسی، خاص یا حتی جالب افتاد که می‌تواند برای اوج نوشته‌تان ایفای نقش کند؟ برای پایان هم بهتر است یک نتیجه خوب از آب دربیآورید، کارآگاه باشید و سرنخ‌ها را بچینید! برای مثال امروز فهمیدید که در میهمانی یک ماهِ پیش، زبان بدنِ عموی‌تان نشان‌دهنده این بود که نمی‌تواند برای همسرش مردانگی کند! یا هرچیزی دیگری... راستش وقتی این‌ها را بنویسید، بعد از چندین ماه متوجه می‌شوید که وای چقدر طرز فکرتان بهتر شده است! 

    از این موارد که بگذریم، برای بهتر خوانده‌شدن متن؛ نوشته خود را چند بار بخوانید. اگر جملات کم و زیادی دارند اصلاح کنید و دوباره بنویسید.

    نکته: قبل از رسیدن به لذت نوشتن، خستگی از نوشتن به سراغ‌تان خواهد آمد. لطفا با او شدیداً برخورد کنید.

    اگر بتوانید با قلم و کاغذ بنویسید چه بهتر. اگر هم تایپ کردن برای‌تان راحت‌تر است، تایپ کنید؛ مشکلی نیست.


    راهی برای شروع

    از خودتان بپرسید چه چیزی باعث شد تا این اتفاق «مثلا چهره جذاب یک پسر یا دختر» در فکر من ماندگار بشود؟ آن‌قدر که دوست دارم آن را بنویسم؟ آیا با اعتماد به نفس بود؟ یا چهره جذابی داشت؟

    یک اتفاق خوب! شما می‌خواهید خاطره یک میهمانی را بنویسید و در نظر دارید آن واقعه را به زیباترین شکل ممکن روی کاغذ بیاورید، بنابراین توصیف کردن را فراموش نکنید. مثل؛ اون خونه حس خوبی داشت، انگار یه شعور لایزال اونجا در جریان بود...

    بد نیست بدانید متن خاطره با حس یا شعور خاطره فرق می‌کند. مساله مهم توجه به یک اتفاق خاص در تمام متن خاطره است. مثلا متن خاطره شما یک صفحه است اما سه یا چهار خط آن به بهترین شکل به قلب خاطره یعنی یک اتفاق متمایز می‌پردازد.

    مثلا دیروز در یک مهمانی شرکت کرده بودید. در مهمانی اتفاق جالبی افتاده و آن، آشتی کردن دو پسرخاله شما بوده است؛ آن‌هم بعد از مدت‌ها قهر! 

    حالا باید یک صفحه در توصیف مهمانی بنویسید و چند خطی را به شیوه ای متمایز، هیجانی و شاید با واژه‌هایی زیباتر در مورد آشتی کردن آن دو نفر بنویسید. این فوق‌العاده خوب است!

    در مثال فوق، متن خاطره اتفاقات مهمانی است و قلب آن، آشتی کردن دو پسرخاله. این به معنی این است که متن شما باید اصول (شروع، اوج، نتیجه گیری) را داشته باشد.

    البته خاطره‌نویسی اجزای دیگری هم دارد، که به آن‌ها هم می‌پردازیم. در نظر داشته باشید؛ برای شروع نویسندگی به صورت حرفه‌ای، بهتر است از یک دوره تکنیکال و قاعده‌مند استارت کار را بزنید تا با اصول و جزئیات آن آشنا شوید و بتوانید راحت‌تر سبک خود را ابداع کنید. برای این‌کار می‌توانید دوره‌ی زیر را امتحان کنید: «این همان عالی شدن است!»



     
  • ۵ کامنت‌ها
    • تیم نویسندگی
    • دوشنبه ۷ آبان ۹۷